الشيخ علي المشكيني
242
تفسير روان (فارسى)
يا آن كه غم و اندوه او از اين جهت بود كه با اهلش در ميان قوم بود ، ترسيد كه مبادا عذاب كه نازل شود اثر آن به ايشان هم برسد . چون ملائكه لوط را اندوهناك مشاهده كردند و اضطراب او را ديدند ، او را تسلّى دادند ، و گفتند : مترس و اندوهگين مباش ؛ زيرا ايشان را بر ما دستى نباشد ، ما رسولان خداييم . و يا : به جهت هلاك آنان اندوه به خود راه مده ، چه ايشان به نهايت كفر و فسق و طغيان رسيدهاند . يا آن كه : مترس از آن كه هنگام نزول عذاب به تو آسيبى رسد ، حتماً ما تو را و كسان تو را از عذاب نجاتدهندهايم جز زن تو كه در آن شهر باقى مىماند و از هلاكشوندگان خواهد بود . ( آيهء 34 ) إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزًا مّنَ السَّمَآءِ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ لغت : رجز به معنى بلا و پليدى و ناپاكى است و اين جا معنى اوّل مقصود است . تفسير : بعد از آن كه وعدهء نجات او و اهل او را دادند گفتند : ما بر اهل اين شهر به خاطر فسقى كه مىورزيدند عذابى ( كه زير و زبر كردن شهر و سنگباران باشد ) از آسمان فرود خواهيم آورد . و همه هلاك شدند و شهر ، خراب و ويران شد و عبرت جهانيان گرديد ، چنانچه فرمايد : ( آيهء 35 ) وَ لَقَد تَّرَكْنَا مِنْهَآ ءَايَةَم بَيّنَةً لّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ